تبليغاتX
دوربین سیاسی

دوربین سیاسی

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

آمریکا نخود هر آش

      

                    

      

در حوادث اخیری که در استان سین کیانگ چین رخ داده است باز هم ردپای امریکا پیداست که همواره مترصد فرصتی است تا آبی را گل آلود کند و ماهی چاق و چله ای برای خود صید کند این بار هم نوبت چین بود که امریکا زهر خود را بریزد اصولا امریکا برای منافع خود دست به هر کاری میزند حالا اگر هم به قیمت جان تعداد زیادی بی گناه باشد که اصلا برایش مهم نیست و این را در حملات وحشیانه ی خود به کشورهای مختلف دنیا به وضوح نشان داده است که آهای مردم دنیا!هرکس در مقابل ما بایستد و یا احیانا چیزی را بخواهد یا دوست داشته باشد که بر خلاف میل و منافع ما باشد  محکوم به نابودی و مرگ است . چیزی که از حوادث اخیر چین به ذهن خطور می کند انتقام امریکا از چین است برای زمان هایی که دل خواه آنها رفتار نمیکند. این اولین باری نیست که امریکا دست به چنین کارهایی می زند اصولا امریکا نخود هر آشی تشریف دارد این  موضوع را با اتفاقات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری به مردم کشورمان یادآوری کرد که ای مردم ایران! ما همانیم که بودیم! همانی که فرزندان شما را در 8سال جنگ تحمیلی کشتیم و همانی که عمرا راضی نیستیم آب خوش از گلوی شما پایین برود و انرژی هسته ای حتی از نوع صلح آمیزش از نظر ما بر شما حرام است و اگر بخواهید وای به حالتان!(که البته هارت و پورت الکی می کند اگر ما از آن بیدها بودیم در طی این 30سال حتما می لرزیدیم) و شعار تغییر که جز بازی با کلمات نیست و آنها در پی بدست آوردن آن و استعمارگری و استثمار دوباره ملت ها هستند که زهی خیال باطل.

     

+ نوشته شده در  88/04/21ساعت   توسط فرهاد   | 

حقوق بشر از نوع غربی با 18ضربه ی چاقو

شهادت بانوی مسلمان مصری توسط یک نژاد پرست آلمانی تبار در یکی از دادگاه های آلمان در مقابل قاضی پرده ای دیگر از خصم و کینه ی روز افروز مدعیان حقوق بشر در مواجهه با اسلام و مسلمانان را کنار زد.

+ نوشته شده در  88/04/20ساعت   توسط فرهاد   | 

پیدایش صهیونیسم(1)

در تاریخ نگاری رایج،شروع صهیونیسم را برگزاری کنگره ی اول صهیونیست ها در شهر بال سوئیس به سال 1897 م /1276ش،می دانند. اگرچه چنین چیزی بدون مقدمه و زمینه اساساً امکان ندارد و نشانه های فراوانی،شروع حرکت صهیونیسم را سال های پیش می رساند،اما اگر حتی همین را هم بپذیریم باید ابتدا بدانیم در اواخر قرن نوزدهم اوضاع و احوال اروپا چگونه بوده است.

در این ایام،اروپا به طور کامل در آنچه که به نام « دنیای صنعتی » مشهور است

کاملا ً غرق شده بود. کارخانه های فراوان،کار کارگری،احزاب سیاسی مختلف،اقتصاد صنعتی و تولید انبوه،زدوبندهای سیاسی در جهت حفظ و گسترش دامنه ی نفوذ و در خارج از اروپا حفظ دنیای استعماری که از یک سو مواد خام کارخانه ها را فرا هم می کرد و از سوی دیگر بازار فروش و دنیای مصرف بخشی از تولیدات را تامین می نمود،مجموعه ی اوضاع و احوال                                                                     

اقتصادی و سیاسی اروپا را می ساخت.امپراطوری های قدیمی اتریش و پروس گرفتار تعارض شده بودند تا از یک سو قیافه ی اشرافیت قدیمی و سنتی خود را

 حفظ کنند و از سوی دیگر با دنیای صنعتی جدید آشنا شوند. کشورهای استعماری،با ثروت باد آورده و اخلاق نژادپرستانه از یک سو نفرت انگیز بودند و از سوی دیگر رشک برانگیز. هلند و بلژیک و بلکه فرانسه و ایتالیا و آلمان چنین بودند.

رواج مطبوعات و گسترش اخبار و اندیشه ها،محدوده های اشرافی و محافل بسته  ی بزرگان را بر روی مردم گشوده بود و بسیاری از حرفها در میان مردم هم بروز و ظهور می کرد.

اما این محدوده ی اروپا با سه کشور در اطرافش کاملا ً ارتباط داشت و در تاثیر

وتاثر با آنها بود:

اول؛انگلستان که بعد از شکست از ناپلئون در سال 1815م/1194ش،در واقع آقابالاسری برای اروپا شده بود و در اقتصاد و سیاست و دسیسه هاو جابجایی قدرت ها دخالت فراوان داشت،بخصوص که منشا فراماسونری هم بود و هم داعیه دار انقلاب صنعتینیز.انگلستان در قرن نوزدهم کاملا ً در اختیار سرمایه داری یهود و در راس آنها روچیلد بود.

دوم؛روسیه ی تزاری با سرزمینی پهناور و تاریخی پرفراز و نشیب و در قرن نوزدهم هم با کشمکشهای فراوان داخلی. با رفت و آمد هر تزار کل سیاست و شیوه ی رفتار زیرو رو می شد.تلاش برای گرفتن و هضم صنعت و در عین حال حفظ و حراست یک سرزمین وسیع با طوایف متنوع و فرهنگ های فراوان، وضع خاصی را ایجاد کرده بود که چندان قابل پیش بینی نبود. روسیه در آن ایام بیشترین تعداد یهودی ها را در درون خود جای داده بود که علاوه بر همه نوع تلاش قومی،یک جریان سیاسی مهم را به نام مارکسیسم هدایت می کرد که عاقبت هم خاندان رومانوف را به زیر کشید.

سوم؛امپراطوری عثمانی که نام و یادش قرن ها موجب وحشت اروپا می شد.دولتی مسلمان که بعد از جنگ های صلیبی و رنسانس و پس از فتح قسطنطنیه در اواخر قرن پانزدهم،حتی توانسته بود شهر وین را نیز محاصره کند.دولت عثمانی برای

سردمداران و حکومتگران اروپا همیشه با نوعی وحشت و ترس همراه بود و لذا برای گسترش و حفظ قدرت باید از این کابوس آزاد می شد.

در چنین شرایطی است که عناصر و عوامل فراوان و جدیدی، تاریخ اروپا را نقش می زد.

یهودی ها در این میان،به عنوان قوم منحصر به فردی که بر خلاف همه ی اقوام دیگر در سراسر دنیا پراکنده شده و دولت و سرزمین خاصی نداشتند ،به طور طبیعی به این فکر می افتادند که راهی برای خود بیابند.

یهودی ها با وجود پراکندگی و با این که بعضا ًدر بعضی کشورها تحت فشار دولت ها و قدرت ها و مردم قرار می گرفتند و با اخلاق و رفتار و خصوصیاتشان،دشمنی میزبانان خود را بر می انگیختند اما در این ایام احساس می کردند که می توانند به کارهای بزرگتری دست بزنند. آنها با جریان استعمار،ثروت های کلانی اندوخته بودند، با ارتباطات خود در کشورهای مختلف و ایضا ً با ارتباط با تشکیلات فراماسونری احساس قدرت می کردند و از بسیاری از جریانات پشت پرده خبر داشتند و چه بسا، بسیاری از آنها را خود سازمان می دادند،با قدرت پول و سرمایه و خصوصاً در دنیای مادی و اقتصادی اروپای قرن نوزده،اینها می توانستند بازیگران قدرتمندی باشند؛با عقب نشینی کلیسا و برخاستن موانع فرهنگی و اخلاقی، امکان ترویج اندیشه های خود را یافته بودند و با در اختیار گرفتن روزنامه ها و محافل فکری و فرهنگی،امکان تاثیرگذاری را یافته بودند و همه ی اینها،آنها را به این فکر انداخته بود که می شود به آرزوی دیرینه ی دولت یهودی هم جامه ی عمل پوشاند.

قوم یهود از سال 70 میلادی که به دست تیتوس از فلسطین رانده و در کشورهای مختلف جهان پراکنده شده بودند و در همه ی دعاها و نمازها مدام و هر روز این جمله را تکرار می کردند که «سال دیگر اورشلیم»ف اما نحوه ی اجرای این آرزو را با شیوه ی آرام و با معجزه ی خداوندی می دانستند ولی در قرن نوزده، احساس قدرت اقتصادی و سیاسی از یک سو و رواج اندیشه های مادی و دنیایی از سویی دیگر، آرزوی «بازگشت به ارض موعود» را با تدابیر نظامی و سیاسی آمیخت و آنها را بر آن داشت که به جای انتظار معجزه، آستین ها را بالا بزنند و خود شروع کنند.

 

+ نوشته شده در  88/04/13ساعت   توسط فرهاد   | 

دستهای رو شده

حماسه ی باشکوه 22خرداد نشان دیگری بود از وفاداری و شور و شعور سیاسی مردم ایران که به همه ی جهانیان ثابت کرد که مردم ایران هنوز جوانانی را که در راه این مرز وبوم جان خویش را فدا کرده اند از یاد نبرده اند اما دشمنان خارجی و خودفروختگان و مزدوران داخلی از پای ننشسته بودند و باایجاد و آشوبهای خیابانی توسط اراذل و اوباش و دامن زدن به آن قصد تلخ کردن کام مردم را پس از این پیروزی  غرورآفرین  داشتند که البته با الطاف الهی و هوشیاری مردم ناکام ماندند و این اتفاقات  نشان داد که که کسانی که قبل از انتخابات بر طبل قانون مداری می کوبیدند جز دروغ بر زبان نمی آوردند  و مدعیان تغیر هم جز بازی  با کلمات کار دیگری نخواهند کردند و در واقع جمهوری اسلامی ایران دوست و دشمن را شناخت و بر تجارب سی سال اخیرش، که کم هم نبوده، افزود .

+ نوشته شده در  88/04/12ساعت   توسط فرهاد   | 

فلسفه ی سبز

رنگ سبز رنگی بود که میر حسین موسوی با عنوان سیادت برای تبلیغات خود استفاده کرد اما واقعا در پس انتخاب این رنگ چه معادلاتی وجود داشت؟ در نگاه اول ساده ترین فکری که به ذهن انسان خطور می کند این است که دار و دسته ی میر حسین موسوی برای استفاده از احساسات مذهبی مردم دست به چنین کاری زده اند اما زمانی که سبز را مچبند و روسری کسانی می بینی که ذره ای ارتباط که حتی ارادت به این نماد مقدس ندارند یا حتی در پارک های شمال شهر تهران قلاده ی سگان و پاپیون به دور دم های خرگوش های رها شده مشاهده میکنی دیگر حتی سواستفاده از احساسات مذهبی هم  به ذهنت نمی رسد اما وقتی گذر زمان را می بینی  و روزهایی که می آیند و میروند، کم کم به قولی روشن میشوی. وقتی قطعات پازل حرکات دارودسته ی موسوی را قبل و پس از انتخابات را می چینی و  دقیق می شوی شباهت هایی با زمینه های بوجود آمده توسط امریکایی ها در کشور های بلوک شرق پیش از انقلاب های رنگین یا براندازی نرم  مشاهده می کنی ناگاه بر آنها نفرینی می فرستی و خدا را شکر می کنی که کشور به دست خائنان به ملت و اسلام نیفتاد که اگر خدایی ناکرده این چنین میشد و باردیگر کشور به دست این جماعت مزدور و خدانشناس می افتاد باید زجر آن 8سال تلخ را دوباره می چشیدیم و کشور به دست نا اهلانی می افتاد که یه هتاکی علیه مقدس ترین ارزش هایمان در روزنامه های زنجیره ایشان دست می زدند و با خود باختگی شان به نظام های غربی  در صدد از بین بردن اندیشه های راستین اسلام و سخنان آزادی بخش امام بر می آمدند(که البته هم اکنون نیز از پای ننشسته اند) .

+ نوشته شده در  88/04/08ساعت   توسط فرهاد   |